عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

31

كشف الحقايق ( فارسى )

قابل الاشارة ( كذا - ظ للاشارة ) فهو موجود از جهت آنكه اشارت را وجود شرطست يا در ذهن يا در خارج و از شاه اولياء امير المؤمنين على عليه السلام سؤال كردند كه وجود چيست ؟ گفت : به غير وجود چيست . اى درويش هر كه طلب وجود مىكند به آن مىماند كه در حكايت آمده است كه ماهيان روزى در دريا جمع شدند و گفتند كه ما چندين گاهست كه حكايت آب و صفات آب مىشنويم و مىگويند كه هستى و حيات ما در آبست و بىآب حيات و بقاى ما محالست بلكه حيات جمله چيزها از آبست و ما هرگز آب را نديديم و ندانستيم كه كجاست اكنون بر ما لازمست كه دانايى طلب كنيم تا آب را بما نمايد يا بتحقيق خبرى بدهد كه در كدام اقليمست تا اگر ممكن باشد به آن اقليم رويم و آب را ببينيم . چون به خدمت دانا رسيدند و طلب آب كردند دانا فرمود : اى در طلب گره‌گشايى مرده * با وصل بزاده از جدايى مرده اى بر لب بحر تشنه در خواب شده * وى بر سر گنج از گدايى مرده و اين ازآن‌جهت بود كه ماهيان به غير آب چيز ديگر نديده بودند لا جرم آب مىديدند و نمىدانستند كه چيزها باضداد « 1 » روشن و هويدا گردد و از اينجا گفته كه « النعمة اذا فقدت عرفت » تا سخن دراز نشود و از مقصود باز نمانيم . فصل در بيان اقسام وجود بدانكه هر چيز را كه قسمت كنند باعتبار صفات آن چيز قسمت كنند و باعتبار صفات خود هم قسمت كنند مثلا چنان كه وجود باعتبار صفات خود در قسمت اول بر دو قسمست : قديمست يا حادث و وجود باعتبار ما در قسمت اول بر چار قسمست : در خارجست يا در ذهنست يا در لفظ يا در كتاب و ديگر بدانكه هر چيز را كه قسمت كنند باعتبار يك‌جهت قسمت كنند و شايد كه باعتبار جهات

--> ( 1 ) - به استاد